پویا

Entries categorized as ‘اجتماعی’

یه شب مهتاب

ژوئن 22, 2009 · تا کنون 2 نظر داده شده

یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه
دره به دره
صحرا به صحرا
اونجا که شبها پشت بیشه ها
یه پری میاد ترسون و لرزون
پاشو میزاره تو آب چشمه
شونه میکنه موی پریشون
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره ته اون دره
اونجا که شبها یکه و تنها
تک درخت بید
شاد و پر امید
میکنه به ناز
دستشو دراز
که یه ستاره بچکه مثل یه چیکه بارون
به جای میوه اش سر یه شاخه اش بشه آویزون
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو میبره از توی زندون
مثل شبپره با خودش بیرون
میبره اونجا که شب سیاه تا دم سحر
شهیدای شهر با فانوس خون جار میکشن
تو خیابونا
سر میدونا
عمو یادگار
مرد کینه دار
مستی یا هشیار
خوابی یا بیدار
مستیم و هشیار شهیدای شهر
خوابیم و بیدار شهیدای شهر

آخرش یه شب ماه میاد بیرون
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
رد می شه خندون
یه شب ماه می اد
یه شب ماه می‌آد

حس خوبی داره در این شبها، از اینجا میتوانید این شاهکار فرهاد رو دانلود کنید.

دسته‌ها: اجتماعی · عمومی

نیاکان ما=اعراب ، ما=عرب

می 13, 2008 · ۱ دیدگاه

توجه نیاکان ما به اندیشه و تفکر و ارزشمندی آن غیرقابل انکار است. علم دوستی از فضیلت های آنان بود. آن ها اهل پرسش گری و تحقیق بودند و هیچ فرصتی را برای آموختن از دست نمیدادند. پیامبر اکرم (ص) به آنان آموخته بود که سئوال کنند. آیات بسیاری از قرآن کریم پاسخ به پرسش های مسلمانان بود.

متن بالا مستقیما برگرفته شده از کتاب معارف اسلامی پیش دانشگاهی میباشد، یکبار به کلمات پررنگ شده دقت کنید، متوجه میشوید که علاوه بر مفهوم کلی که دانش مسلمین را میرساند، مفهومی به زیرکی گنجانه شده است، این متن به ما میگوید که « نیاکان ما اعراب و مسلمین بوده اند و ما نیز باید عرب باشیم!» خب این مطلب به حافظه ی جوانان ما خواهد رفت و از راه درونی کردن ارزشها این مطلب به خورد ما خواهد رفت، دیگر خودتان نتیجه گیری کنید…

دسته‌ها: اجتماعی · عمومی